Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کاهن

تلفظ بین المللی : /kˈɑhan/ تلفظ :‌ [k'Ahan]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد
  • کاهن اعظم
  • کاهن بزرگ
  • کاهن معبد یکی از خدایان
  • کاهن اعظم رع
  • بارژس کاهن
  • طین کاهن
  • لوک کاهن
  • موریس کاهن
  • سوختن کاهنده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

کاهن. [ هَِ ] ( ع ص ، اِ ) کسی است که خبر دهد از وقایع آینده و ادعای آگاهی بر اسرار و اطلاع از علم الغیب کند. ( تعریفات ). فال گیرنده از آواز جانوران و ساحر و غیب گوی. ( غیاث ). حکم کننده به غیب. ( از اقرب الموارد ) : هر داستان که آن نه ثنای محمد است دستان کاهنان شمر آن را نه داستان.خاقانی.تاج بر فرق محمد تو نهی خاک بر تارک کاهن تو کنی.خاقانی.در میانشان فتنه و شور افکنم کاهنان خیره شوند اندر فنم.م...

فرهنگ عمید

۱. روحانی مسیحی یا یهودی.
۲. روحانی اقوام باستان، مانند بابلیان و مصریان.
۳. (صفت ) [قدیمی] غیب گو.

فرهنگ معین

(هِ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - روحانی مصریان باستان ، بابلیان و یهودیان . ۲ - فال گیر، غیب گو. ج . کَهَنَه .

دانشنامه آزاد فارسی

کاهِندر برخی از ادیان، شخصی که واسطه میان انسان و خدا، یا خدایان است و از طریق عبادات و نذور و قربانی ها ارادۀ او را برای بشر آشکار می گرداند. کاهن نمایندۀ جامعه و در امور دینی خبره است و راه و رسم کشف ارادۀ خدا را می داند. در زمان های باستان کاهنان با غیب گویی و الهام خواست الهی را کشف می کردند، و در اعصار بعد با معرفت به شریعت و غور در سنت ها و روایات بدین کار می پرداختند. در جوامع ابتدایی وظیفۀ...

فرهنگ فارسی

غیب گو، مردروحانی درنزدمصریان قدیم ویهودونصاری
( صفت ) ۱ - فال گیر غیب گو ۲ - روحانی مصریان باستان بابلیان و یهودیان جمع : کهنه .

دانشنامه عمومی

کاهِن (برگرفته از واژه عبری کوهن) یک اصطلاح دینی و مذهبی در دنیای کهن بوده و مترداف با مغان، بغان، آثروان و در دورهٔ ترویج آیین اسلام به معنی آخوند است. تعیین اینکه کدام یک از گروه یاد شده، مقدّم بر سایرین است، مشکل می باشد؛ ولی احتمالاً مُغان و بُغان گروه واحدی بوده و فقط بواسطهٔ تفاوت زبان یا لهجه از یکدیگر انشقاق یافته اند. پیشینهٔ کاهنان به دوران فراعنهٔ مصر مورخ است، اما بعدها این گروه صنفی د...

گویش مازنی

نام چشمه ای در روستای انار ور نوشهر

/kaahan/ نام چشمه ای در روستای انار ور نوشهر

مترادف و متضاد

پیشگو، جادوگر، رمال، ساحر، عراف، غیبگو، فالگو، فالگیر

druid (اسم)
کشیش، فالگیر، کاهن

powwow (اسم)
جادو گر، کاهن، کنفرانس پر تشریفات، مجلس انس پر سروصدا

کلمات مرتبط

  • کاهن اعظم
  • کاهن بزرگ
  • کاهن معبد یکی از خدایان
  • کاهن اعظم رع
  • بارژس کاهن
  • طین کاهن
  • لوک کاهن
  • موریس کاهن
  • سوختن کاهنده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات