کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کاهل-قدمی | کلماتور
معانی کلمه : کاهل قدمی
تلفظ بین المللی :
/kˈɑhel q1adˈami/
تلفظ :
[k'Ahel q1ad'ami]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کاهل قدم
الکامل فی الاستقصاء فیما بلغنا من کلام القدماء
کاهل
کاهل اباد
کاهل رو
کاهل شدن
کاهل مزاج
کاهل وار
کاهل کوش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کاهل قدمی. [ هَِ ق َ دَ ] ( حامص مرکب ) سست قدمی. کاهل قدم بودن. عمل کاهل قدم :
نیست راهی که بکاهل قدمی طی نشود
پای خوابیده عصایی است که من میدانم.
میرزا بیدل ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
سست قدمی سست گامی : [ نیست راهی که بکاهل قدمی طی نشود پای خوابیده عصایی است که من میدانم ] .
کلمات مرتبط
کاهل قدم
الکامل فی الاستقصاء فیما بلغنا من کلام القدماء
کاهل
کاهل اباد
کاهل رو
کاهل شدن
کاهل مزاج
کاهل وار
کاهل کوش
نظرات