کاه . (اِ) در طوالش درخت زیرفون راکاه نامند. (یادداشت مؤلف ). رجوع به زیرفون شود.
کاه . (نف مرخم ) مخفف کاهنده . (یادداشت مؤلف ). بصورت مزید مؤخر در ترکیبات آید: جانکاه ، عمرکاه ، انده کاه ، محنت کاه . (از یادداشتهای مؤلف ). رجوع به هر یک از این کلمات شود.
۱. =کاستن
۲. کاهنده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): جانکاه.
ساقههای خشکشده و کوبیدۀ گندم یا جو که معمولاً به مصرف خوراک دام میرسد.