کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کامور-شده | کلماتور
معانی کلمه : کامور شده
تلفظ بین المللی :
/kˈɑmuːr ʃˈodeː/
تلفظ :
[k'Amu:R S'ode:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کامورشده
شاهد کاپور
کامور
کامور شدن
ارش کامور
روغن کافور
عرق الکافور
عروق الکافور
فلفل کافور
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کامورشده. [ کام ْ وَ ش ُ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نیکنام و نامور گشته. || بهره مندو کامیاب. || مشهور شده. ( ناظم الاطباء )
فرهنگ فارسی
نیک نام و نامور گشته
کلمات مرتبط
کامورشده
شاهد کاپور
کامور
کامور شدن
ارش کامور
روغن کافور
عرق الکافور
عروق الکافور
فلفل کافور
نظرات