کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کامد | کلماتور
معانی کلمه : کامد
تلفظ بین المللی :
/kˈɑmed/
تلفظ :
[k'Amed]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کامدین
کامدکس
کامداد
کامدخت
کامددی
کامدذ
کامدزی
بتی کامدن
دانی کامدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کامد. [ م ِ ] ( ع ص ) دردمند دل و اندوهگین. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بیمار دل شده بسبب اندوه سخت. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به کَمَد و کُمدَة شود. سخت اندوهگین. ترشروی و مهموم. ( یادداشت مؤلف ). دل افکار.
فرهنگ فارسی
دردمند دل و اندوهگین
کلمات مرتبط
کامدین
کامدکس
کامداد
کامدخت
کامددی
کامدذ
کامدزی
بتی کامدن
دانی کامدن
نظرات