معانی کلمه : کام بخشی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. رسانیدن به آرزو: سبب مپرس که چرخ ازچه سفله پرور شد / که کام بخشی او را بهانه بی سببی ست (حافظ: ۱۴۶ ).
۲. [مجاز] به وصال رساندن.
۲. [مجاز] به وصال رساندن.
فرهنگ فارسی
رساندن بارزوی متمتع ساختن : [ طریق کامبخشی چیست ? ترک کام خود کردن که سرور ی آنست کز این ترک بر دوزی ] . ( حافظ )
