کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کالیو-کردن | کلماتور
معانی کلمه : کالیو کردن
تلفظ بین المللی :
/kˈɑliv kˈardan/
تلفظ :
[k'Aliv k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کابین کردن
کالیو
کالیو رنگ
کالیو ه رنگ
کالیو کویوستی
کالیو لپیک
باشگاه فوتبال نومه کالیو
کیوستی کالیو
بالبینوس دکیموس کالیوس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کالیو کردن. [ وْ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرگشته و گیج کردن : و بخاری از وی سر دماغ شود که مردم را کالیو کند تا اندیشه بشولیده شود. ( کیمیای سعادت ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) سر گشته کردن گیج کردن : [ و بخاری از وی سر دماغ شود که مردم را کالیو کند تا اندیشه بشولیده شود ] . ( کیمیای سعادت )
کلمات مرتبط
کابین کردن
کالیو
کالیو رنگ
کالیو ه رنگ
کالیو کویوستی
کالیو لپیک
باشگاه فوتبال نومه کالیو
کیوستی کالیو
بالبینوس دکیموس کالیوس
نظرات