کالب . [ ] (اِخ ) یکی از مننترات هندوان قدیم مربوط به بنات النعش طبق «بشن پران ». (تحقیق ماللهند ص 197).
کالب . [ ل ِ / ل َ / ل ُ ] (اِ) قالب که آن را کالبد نیز گویند. (برهان ) (جهانگیری ). و آن را کلوب نیز گویند. (جهانگیری ). کلوب . (برهان ). کالبد : این من و این من که در این کالب است هیچ مگو جنبش این قالب است .نظ...
فرهنگ عمید
کالبد#NAME?
= کالبد
فرهنگ معین
( ~ .) (اِ.) قالب .
(لِ) (اِ.) نک کالار.
(لِ ) (اِ. ) نک کالار. ( ~ . ) (اِ. ) قالب .
دانشنامه آزاد فارسی
کالِب (Caleb)(یا: کالیب، در عبری به معنای «سگ») در عهد عتیق، جنگجو و یکی از دوازده جاسوس مأمور از سوی موسی برای بررسی میزان نیرو و آمادگی بنی اسرائیل در حمله به کنعان. پسر یَفُنَّه بود و به خداپرستی شهرت داشت. چون کالب و یوشع در انجام مأموریتشان توفیق یافتند. از میان دیگر اعضای اسباط، سزاوار پاداشِ ورود به ارض موعود شدند. کالب زمینی در اطراف هبرون جایزه گرفت، پسران غول پیکر عَناق را از آن بیرون را...
فرهنگ فارسی
قالب، کالبد ( اسم ) قالب : [ این من و این من که در این کالب است هیچ مگو جنبش این قالب است ] . ( نظامی ) ابن یفنه که یکی از جاسوسان دوازده گانه بود که موسی ایشانرا بزمین کنعان فرستاد
دانشنامه عمومی
[kāleb] قالب، کالبد، فرم، چارچوب. (قالب مُعَرَب همین واژه است.)
کالب (نیدرزاکسن). کالب (به آلمانی: Kalbe) یک شهر در آلمان است که در Sittensen واقع شده است. کالب ۵۷۳ نفر جمعیت دارد.فهرست شهرهای آلمانwiki: کالب (نیدرزاکسن)...