Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : کالا

تلفظ بین المللی : /kˈɑlˈɑ/ تلفظ :‌ [k'Al'A]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • کالا اب کردن
  • کالا ی اب اورد
  • کالا ی اب اورده
  • کالا ی انحصاری
  • کالا ی حمل شده باکشتی
  • کالا ی رسیده
  • کالا ی صادره
  • کالا ی وارده
  • کالا در بوردنک
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیگویش دزفولیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

کالا. ( اِ ) کالای. رخت و رخوت. ( برهان ). اسباب. ( برهان ) ( غیاث ). اسباب خانه. اثاث البیت. ( غیاث ) ( مهذب الاسماء ). دربای است خانه و مردم. مَحاش. ( منتهی الارب ). سامان و اثاثه. اثاث. ( دستوراللغة ). سِلعة. ( منتهی الارب ). اَخریان. ( برهان ). کالای خانه : بباید گفت تا رعیت آهسته فرونشینند و هر گروهی بجای خویش باشند. و اندیشه خوازها و کالای خویش میدارند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 292 ). و بیشتر ...

فرهنگ عمید

۱. (اقتصاد ) متاع، مال التجاره.
۲. [قدیمی] مال.
۳. [قدیمی] مجموع مهره های شطرنج.

فرهنگ معین

(اِ. ) اسباب ، متاع .

دانشنامه آزاد فارسی

کالا (commodity)وقتی وسایل مادی زندگی از طریق مبادله و در جهت آن سازمان یابند، محصول به کالا تبدیل می شود. کالاها دارای دو نوع ارزش اند: ارزش مصرفی که همان استفادۀ بی واسطه از آن ها برای پاسخ به نیاز یا میل ماست و ارزش مبادله ای به منزلۀ محمل ها یا وسایل مبادله. پول صرفاً معیار و مقیاسی برای نوع دوم ارزش است که امکان می دهد کالاها بر طبق مقادیر و نسبت های معیّنی در بازار با یکدیگر مبادله شوند. در ...

فرهنگ فارسی

اسباب
متاع، مال التجاره، لباس، اسباب خانه، کاله هم گفته شده

دانشنامه عمومی

کلاه

فراورده

در اصطلاح علم اقتصاد، محصولات و موادّ مختلفی که توسط تولیدکننده، به بازار عرضه شود و در برابر دریافت پول، یکی از نیازهای انسان را تأمین و رفع کند، کالا نام دارد. کالاهایی که در بازار عرضه می شوند، و به فروش می رسند تا توسط مصرف کنندگان خریداری شوند و به مصرف برسند، کالاهای مصرفی نام دارند. کالاهایی که تولیدکنندگان دیگری برای تولید کالاهای مختلف دیگر، آن ها را خریداری کنند ...

گویش مازنی

کلاه

/kaalaa/ کلاه

گویش دزفولی

کلاه

مترادف و متضاد

فرآورده، محصول

اروس، تنخواه، جنس، قماش، مال، مال‌التجاره، متاع

۱. اروس، تنخواه، جنس، قماش، مال، مالالتجاره، متاع
۲. فرآورده، محصول
۳. اسباب

article (اسم)ماده، عمل، شرط، اسباب، مقاله، بند، گفتار، فقره، فصل، حرف تعریف، متاع، کالا، چیزobject (اسم)شیی ء، هدف، مقصود، کالا، چیز، مفعول، موضوع، منظره، شیء، شییstuff (اسم)ماده، چرند، کالا، چیز، جنس، پارچهlot (اسم)سهم، محوطه، قس...

واژه نامه بختیاریکا

کشاورز
وَج

کلمات مرتبط

  • کالا اب کردن
  • کالا ی اب اورد
  • کالا ی اب اورده
  • کالا ی انحصاری
  • کالا ی حمل شده باکشتی
  • کالا ی رسیده
  • کالا ی صادره
  • کالا ی وارده
  • کالا در بوردنک
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات