کاظمای تبریزی. [ ظِ ی ِ ت َ ] ( اِخ ) اصلش تبریزی است امّا در کاشان نشو و نما یافته. مرد درویش خلیق مهربانی است در کمال خاموشی و آرامی. شعر بسیاری گفته اما چند بیت مدتهاست بر زبانهاست قبل ازین به اصفهان آمده چند نوبت به صحبت او فایز شدیم. در کاشان معلّمی میکند و در ایام عاشورا روضةالشهداء میخواند چنانچه شور عظیمی میشود. شعرش اینست : از بدی نتوان رهائی داد ظلم اندیش رابسته با چندین گره بر خویش عقرب...