کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کارروایی | کلماتور
معانی کلمه : کارروایی
تلفظ بین المللی :
/kˈɑrarvˈɑiː/
تلفظ :
[k'ARaRv'Ai:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
کلمات مرتبط
کار روایی
کامروایی
کامروایی کردن
سطح کارایی
ایومنس کاردیایی
کارایی
کارایی فرودگاهی
کارایی مجانبی
کارایی نسبی مجانبی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
لغت نامه دهخدا
کارروائی. [ کارْ، رَ ] ( حامص مرکب ) سودمندی. کارسازی و تدبیر کار و مباشرت کار و دلالت برای کار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ عمید
کارروا بودن؛ تدبیر کار؛ کارسازی.
کلمات مرتبط
کار روایی
کامروایی
کامروایی کردن
سطح کارایی
ایومنس کاردیایی
کارایی
کارایی فرودگاهی
کارایی مجانبی
کارایی نسبی مجانبی
نظرات