معانی کلمه : کارد و چنگال
فرهنگ فارسی
کارد با چنگال غذا خوری
ابزاری مانند کارد و چنگال و قاشق که جزء وسایل غذاخوری محسوب میشوند
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
cutlery (اسم)
کارد و چنگال، اسباب غذاخوری، کارد و چنگال فروشی
tableware (اسم)
کارد و چنگال، ظروف سفره، لوازم میز یا سفره
فرهنگستان زبان و ادب
{cutlery} [گردشگری و جهانگردی] ابزاری مانند کارد و چنگال و قاشق که جزء وسایل غذاخوری محسوب می شوند
