کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کارجیح | کلماتور
معانی کلمه : کارجیح
تلفظ بین المللی :
/kˈɑrdʒih/
تلفظ :
[k'ARdZih]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
کارجی
کارجی کلا
تپه های کارجی
قنات کارجی درویش نیشابور
قنات کارجی سفلی نیشابور
قنات کارجی علیا نیشابور
قنات کارجی نیشابور
قنات کارجیج نیشابور
کارجی معدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
کارجیح. ( اِخ ) دهی از دهستان درب قاضی بخش حومه شهرستان نیشابور، واقع در 6هزارگزی خاور نیشابور. جلگه ، معتدل. سکنه آن 248 تن. قنات دارد. محصول آنجا غلات ، تریاک. شغل اهالی زراعت. کار، داد و ستد درشهر. راه اتومبیل رو. ( فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
تریاک شغل
کلمات مرتبط
کارجی
کارجی کلا
تپه های کارجی
قنات کارجی درویش نیشابور
قنات کارجی سفلی نیشابور
قنات کارجی علیا نیشابور
قنات کارجی نیشابور
قنات کارجیج نیشابور
کارجی معدن
نظرات