معانی کلمه : کارتن
لغت نامه دهخدا
کارتن . [ ت ُ ] (فرانسوی ، اِ) جلد مقوائی برای ضبط اوراق . || پرونده . جزوه دان .
فرهنگ عمید
١. تننده.
٢. (اسم) (زیستشناسی) = عنکبوت
١. جعبۀ مقوایی که برای بستهبندی اجناس مختلف به کار میرود.
٢. [منسوخ] جلد مقوایی؛ پوشه.
١. تننده.
٢. (اسم ) (زیست شناسی ) = عنکبوت
١. جعبۀ مقوایی که برای بسته بندی اجناس مختلف به کار می رود.
٢. [منسوخ] جلد مقوایی، پوشه.
٢. (اسم ) (زیست شناسی ) = عنکبوت
١. جعبۀ مقوایی که برای بسته بندی اجناس مختلف به کار می رود.
٢. [منسوخ] جلد مقوایی، پوشه.
فرهنگ معین
(تَ) (اِ.) 1 - عنکبوت . 2 - جولاهه ، نساج .
(تُ) [ فر. ] (اِ.) 1 - جلد مقوایی برای نگه داری برگه ها، پوشه . 2 - جعبة مقوایی .
(تَ ) (اِ. ) ۱ - عنکبوت . ۲ - جولاهه ، نساج .
(تُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - جلد مقوایی برای نگه داری برگه ها، پوشه . ۲ - جعبة مقوایی .
(تُ ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - جلد مقوایی برای نگه داری برگه ها، پوشه . ۲ - جعبة مقوایی .
فرهنگ فارسی
عنکبوت
مقوا، جلدمقوائی، جزوه دان
( اسم ) ۱ - مقوا . ۲ - جلد مقوایی که اوراق و اسناد را در آن جادهند جزوه دان پرونده
پرونده جزوه دان
( اسم ) ۱ - مقوا . ۲ - جلد مقوایی که اوراق و اسناد را در آن جادهند جزوه دان پرونده
پرونده جزوه دان
دانشنامه عمومی
گویش مازنی
/kaartan/ عنکبوت
مترادف و متضاد
مقوا
جعبهمقوایی
پروندهدان، جزوهدان
۱. جعبهمقوایی
۲. پروندهدان، جزوهدان
۳. مقوا
box file (اسم)
کارتن، کلاسور
carton (اسم)
کارتن، مقوا، جعبه مقوایی، جاکاغذی
