( اسم ) ۱ - قطار شتر و استر وخر : [ شتر بود بر کوه صد کاروان بهر کار بانکی یکی ساربان ] . ۲ - قافله کاروان : [ دیه هائ خواف و باخرز بشبیخونها و مغافصات فرو میگرفتند و میکشتند و کاربانها میزدند ] . ( عتبه الکتبه ) ۳ - وکیل ( محمود بن عمر )
پارسی قیروان است و آن شهری است بمغرب