( کارآگاه ) کارآگاه. ( ص مرکب ) کارآگه. منهی باشد که اخبار باز رساند. ( صحاح الفرس ). کسی را گویند که از حقیقت کار آگاه و باخبر باشد و مردم صاحب فراست و منهی را نیز گویند یعنی مردمی که اخبار باطراف برسانند و قاصد و جاسوس رانیز گفته اند. ( برهان ). هوشیار و آگاه از کار و بمعنی منهی که اخبار باز رساند. ( انجمن آرای ناصری ). منهی. خبره. پلیس مخفی. ( فرهنگستان ) . مشرف. بازرس آگاهی. پلیس خفیه : در فضا...
فرهنگ عمید
( کارآگاه ) ۱. کسی که از حقیقت و چگونگی کاری و امری باخبر است. ۲. (اسم ) کارمند ادارۀ آگاهی، پلیس مخفی. ۳. (اسم ) [مجاز] جاسوس. ۴. (اسم ) [قدیمی] منجم. ۵. [قدیمی] خبردهنده.
فرهنگ معین
( کارآگاه ) (ص مر. ) ۱ - مخبر، جاسوس . ۲ - پلیسی که لباس شخصی به تن می کند.
فرهنگ فارسی
( کار آگاه ) بازرس آگاهی پلیس مخفی
دانشنامه عمومی
کارآگاه. کارآگاه، در حقیقت، فردی است که به وسیلهٔ مدارک موجود، مثلاً در صحنهٔ جرم، مطلب مهم و حائز اهمیتی را کشف می کند. کارآگاه های پلیس، از آثار انگشت، آثار دی ان ای، ردپاها و مسائلی مانند این، در کشفیات و استنتاج هایشان بهره می گیرند. همچنین، آن ها از طریق گفتگو با افراد حاضر در صحنهٔ جنایت، یا افرادی که به نحوی با جنایت مرتبطند و با تحقیق در رابطه با سابقهٔ افراد، اطلاعاتی راجع به جرم و جنای...