کارآمد. [ م َ ] (ن مف مرکب ) آنکه کارها را به نیکوئی انجام دهد. آنکه کار داند، گوئیم : مردی یا زنی کارآمد است : بجز فرهاد کورا تیشه ٔ آخر بکار آمد به این فرزانه ده یک مرد کارآمد نمی آید.
محسن تأثیر (از آنندراج ).
|| شی ٔ قابل استعمال .
فرهنگ عمید
١. کاردان؛ کارآزموده؛ شایسته؛ کسی که کارها را بهخوبی انجام میدهد. ٢. چیزی که به کار آید و سودمند باشد.