کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کار-کرده | کلماتور
معانی کلمه : کار کرده
تلفظ بین المللی :
/kˈɑr kˈardeː/
تلفظ :
[k'AR k'aRde:]
پیمایش سریع
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
کرده کار
زیاد کار کرده
تور کرده کار
مگر من چه کار کرده ام که مستحق این باشم
کار دراز کردن
کار راست کردن
کار سازی کردن
کار محکم کردن
کار و کرد
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
فرهنگ فارسی
مستعمل
مترادف و متضاد
کارکشته، مجرب
کلمات مرتبط
کرده کار
زیاد کار کرده
تور کرده کار
مگر من چه کار کرده ام که مستحق این باشم
کار دراز کردن
کار راست کردن
کار سازی کردن
کار محکم کردن
کار و کرد
نظرات