کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه کاترینو-زنو | کلماتور
معنی کلمه : کاترینو زنو
تلفظ بین المللی :
/kˈɑtrinˌuː zˈanuː/
تلفظ :
[k'AtRin,u: z'anu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
زنو کاترینو
اوانز الیس کاترین
کاترین
کاترین داراگون
کاترین هوارد
کاترین پار
پار کاترین
بیگلو کاترین
پورتر کاترین
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
کاترینو زنو. [ ت ِ ن ُ زِ ن ُ ] ( اِخ ) یکی از سفراء
جمهوری ونیز
در دربار اوزون حسن. او را سفرنامه ای است که سفیر دیگری بنام «راموزیو» مقدمه ای بر آن نگاشته و از اوزون حسن ستایش فراوان کرده است. ( از سعدی تا جامی ص 441 و 445 ).
کلمات مرتبط
زنو کاترینو
اوانز الیس کاترین
کاترین
کاترین داراگون
کاترین هوارد
کاترین پار
پار کاترین
بیگلو کاترین
پورتر کاترین
نظرات