کابیله. [ ل َ / ل ِ ] ( اِ ) هاون باشد. ( صحاح الفرس ). هاون بود. ( سه نسخه از لغت فرس ) ( اوبهی ). هاون چوبین بود. ( فرهنگ اسدی چ پاول هرن ) : خایگان تو چو کابیله شده ست رنگ او چون کون پاتیله شده ست.طیان.ولی اگر کابیله هم بمعنی هاون آمده باشد، در این بیت طیان ( که شاهد منحصر آن است و اول دفعه هم در فرهنگ مشهور بفرهنگ اسدی آن را مثال قرار داده اند ) کابیله بمعنی هاون آمدن غریب است چه تشبیه خایه به...
فرهنگ عمید
هاون سنگی یا فلزی، هاون.
فرهنگ معین
(لِ ) (اِ. ) هاون ، هاون چوبین .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - هاون : [ خایگان ( جایگاه ) تو چو کابیله شدست رنگ او چون کون پاتیله شدست ] . ( طیان ) ۲ - هر چیز که در آن غله کوبند ( عموما ) . ۳ - هاون سنگی که عطاران در آن دار و کوبند دارکوب . هاون باشد
دانشنامه عمومی
کابیله هاون مسطحی است که برای کوبیدن و آماده کردن دانه غلات استفاده می شود. سنگی که در مشت قرار می گیرد و با آن بر روی کابیله می کوبند دانه کوب نام دارد. در آمریکای مرکزی معمولاً زنان از کابیله برای خرد کردن دانه های ذرت و درست کردن تورتیلا استفاده می کردند. هاون های مشابه با کابیله در سراسر جهان ازجمله در چین نیز استفاده دارند.کابیله معمولاً بسته به منطقه، از سنگ های آتشفشانی سخت یا سنگ آهک که نر...