کابلی . [ ب ُ ] (اِخ ) ابوالفضل فلکی . رجوع به فلکی شود.
کابلی . [ ب ُ ] (اِخ ) ضیاءالدین محمود. رجوع به ضیاءالدین محمودالکابلی (حکیم ) شود.
کابلی . [ ب ُ ] (اِخ ) برادر محمدخان قورجی . (تاریخ شاهی ص 326).
از نغمات موسیقی مراسمی که با سرنا و نقاره نواخته شود