معانی کلمه : ژیلبر
لغت نامه دهخدا
ژیلبر. [ ب ِ ] (اِخ ) (قدیس ) نام راهبی متولد در اُوِرنی در حدود سال 1060 و متوفی بسال 1152 م . وی در جنگهای صلیبی همراه لوئی هفتم بود. ذکران او هفتم ژوئن است .
فرهنگ فارسی
شاعر فکاهی فرانسوی (و.فونتنوا-لو- شاتو ۱۷۵۱- ف.هتل دیو ۱۷۸٠م. ) وی گوینده هجویات و مراثی است . ژیلبر بر اثر سقوط از اسب در گذشت .
نام شاعر و فکاهی فرانسوی . مولد فن تنی - لو - شاتو . وی در هتل دیو بر اثر سقوط از اسب در گذشت .
نام شاعر و فکاهی فرانسوی . مولد فن تنی - لو - شاتو . وی در هتل دیو بر اثر سقوط از اسب در گذشت .
