کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ژندگی | کلماتور
معانی کلمه : ژندگی
تلفظ بین المللی :
/ʒandˈeɡi/
تلفظ :
[Zand'egi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ژادگی
ژکندگی
ژنگی بارتل
شهرستان ژنگدینگ
شهرستان ژنگیانگ
فرودگاه بین المللی شیاژونگ ژنگدینگ
هو ژنگیان
رنگ زندگی
ریل بندگیر
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ژندگی. [ ژَ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی ژند و ژنده. پارگی. کهنگی. ( غیاث ). رثاثت :
سیه گلیم خری ژنده جل و پشماکند
که ژندگیش نه درپی پذیرد و نه رفو.
سوزنی.
فرهنگ عمید
۱. پارگی.
۲. کهنگی.
فرهنگ فارسی
حالت مندرس یا ژنده بودن
حالت و چگونگی ژند و ژنده . پارگی . کهنگی .
کلمات مرتبط
ژادگی
ژکندگی
ژنگی بارتل
شهرستان ژنگدینگ
شهرستان ژنگیانگ
فرودگاه بین المللی شیاژونگ ژنگدینگ
هو ژنگیان
رنگ زندگی
ریل بندگیر
نظرات