معانی کلمه : چیک چیک
لغت نامه دهخدا
چیک چیک. ( اِصوت ) نام آواز افتادن قطره های آب. حکایت صوت فروافتادن قطره ها. آواز فروافتادن قطره ها. حکایت صوت فروچکیدن قطره ها. ( یادداشت مؤلف ). || آواز مرغان. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نام آواز افتادن قطره های آب . حکایت صوت فرو افتادن قطره ها . یا آواز مرغان
گویش مازنی
صدای فرو ریختن قطرات آب
/chik chik/ صدای فرو ریختن قطرات آب
