کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چین-انداختن | کلماتور
معانی کلمه : چین انداختن
تلفظ بین المللی :
/tʃˈin andˈɑxtan/
تلفظ :
[tS'in and'Axtan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چیز دور انداخته
چین
چین خوردن
چین خورده
چین خوردگی
چین دادن
چین دار شدن
چین دار کردن
چین دار کردن حاشیه لباس
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چین انداختن. [ اَ ت َ ] ( مص مرکب ) چین افکندن. چین دادن. به کیس و شکن درآوردن.
- چین در ابرو از کسی انداختن ؛ با کسی خشم گرفتن :
ز کس چین در ابرو نینداختی
ز بازی به تندی نپرداختی.
سعدی ( بوستان ).
فرهنگ فارسی
چین افکندن . چین دادن . بکیس و شکن در آوردن .
کلمات مرتبط
چیز دور انداخته
چین
چین خوردن
چین خورده
چین خوردگی
چین دادن
چین دار شدن
چین دار کردن
چین دار کردن حاشیه لباس
نظرات