دستار؛ دستاری که بر سر بپیچند.
۱. غالب؛ مسلط؛ مستولی.
۲. ماهر.
ویژگی بخشی از یک ترکیببندی که بیش از هر عنصر دیگری بر بیننده تأثیر میگذارد
چهره – روی و رخسار
(تلفظ: čire) غالب ، پیروز ، مسلط ، دارای مهارت ، ماهر .
پیروز، غالب، چیر، فاتح، فایق، قاهر، متسلط، متغلب، مستولی، مسلط، منتصر ≠ مقهور