چگل . [ چ ِ گ ِ ] (اِ) گل و لای و لجن را گویند. (از برهان ) (ناظم الاطباء).
چگل . [ چ ِ گ ُ ] (اِخ ) دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل که در 8 هزارگزی شمال باختری ده دوست محمد، نزدیک راه افغانستان واقع است . جلگه و معتدل است و 352 تن سکنه دارد.آبش از رودخانه ٔ هیرمند. محصولش غلات ، پنبه و لبنیات . شغل اهالی زراعت و گله داری وراهش مالرو است . (از فرهنگ جغرا...
فرهنگ معین
(چِ گِ ) (اِ. ) گل و لای ، لجن .
دانشنامه آزاد فارسی
چِگِلقوم ترک، از طوایف بزرگ قراخانی، ساکن درۀ رودخانۀ ایلی. چگل ها پیش از قراخانیان از اعتبار فراوان برخوردار بودند. کتاب حدودالعالم که پیش از تشکیل دولت قراخانی نوشته شده از کثرت مردم چگل و شیوۀ زندگی چادرنشینی آنان و قلّت تعداد شهرها و روستاهای سرزمین چگل ها و انبوه گله های اسب و گوسفند و گاو آن ها و دوام مذهب قدیم پرستش آفتاب و ستاره در میان بعضی از آن مردم سخن گفته است. دولت قراخانی احتمالاً ا...
فرهنگ فارسی
ناحیه ای که از طرف مشرق و جنوب به خلخ از مغرب به تخس و از شمال بناحیه قرقیز محدود است . شهرهای آن ترک نشین و اهالی آن شجاع و زیبا روی اند . قبیلهای درترکستان ودرشهری بنام چگل، خوش اندام ( اسم ) گل و لای لجن . دهی از بخش میان کنگی شهرستان زابل .
دانشنامه عمومی
چـِگِل نام یکی از قبائل ترک تبار خاور دور و از ترکان خَلُّخ (ناحیه ای در حدود کاشغر) است. سابقه این قبیله از قرن هفتم میلادی شناخته شده است و در اطراف دریاچه ایسیک کول واقع در کشور قرقیزستان کنونی زندگی می کردند. آنها از بازماندگان دو قبیله از «شش قبیله چویی» از خانات کیمک در ترکستان در نظر گرفته شده اند. در کتاب دیوان لغات الترک اثر محمود کاشغری قبائل ترک و از جمله قبایل چگل، افشار، بایُندر، سلغر...