Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چکوچ

تلفظ بین المللی : /tʃˈokuːtʃ/ تلفظ :‌ [tS'oku:tS]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید
  • اهل چکوسلواکی
  • چکاچاک
  • چکاچاک کردن
  • زبان چکوسلواکی
  • چروچی
  • چوکچی
  • چوکچی دریای
  • چکچک کوهی
  • وابسته به چوچوله
لغت نامه دهخدافرهنگ عمید

لغت نامه دهخدا

چکوچ. [ چ َ ] ( اِ ) خایسک و مطرقه. ( از فرهنگ اسدی چ اقبال ص 287ذیل لغت خایسک ). چکش استادان مسگر و زرگر. ( از برهان ) ( آنندراج ). چکش باشد وچاکوچ نیز خوانند. ( جهانگیری ) ( از رشیدی ). چکش مسگری و زرگری ( ناظم الاطباء ). و رجوع به چاکوچ و چکوج و چکش شود. || ابزاری باشد سرتیز و دسته دار مر آسیابان را که بدان آسیا را تیز کنند. ( برهان ) ( آنندراج ). دست افزاری باشد سرتیز که دسته داشته باشد و بدان...

فرهنگ عمید

چکش#NAME?

=چکش

کلمات مرتبط

  • اهل چکوسلواکی
  • چکاچاک
  • چکاچاک کردن
  • زبان چکوسلواکی
  • چروچی
  • چوکچی
  • چوکچی دریای
  • چکچک کوهی
  • وابسته به چوچوله
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات