چپه . [ ] (اِخ ) مؤلف مرآت البلدان نویسد: «مزرعه ای است از مزارع بجنورد، که هوایش معتدل و جمعیتش چهار خانوار است و زراعتش از آب چشمه مشروب میشود». (از مرآت البلدان ج 4 ص 213).
پاروی قایقرانی
۱. واژگون.
۲. کسی که بیشتر با دست چپ کار میکند؛ چپدست.
〈 چپه شدن: (مصدر متعدی) [عامیانه] = 〈 چپه کردن
〈 چپه کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه]
۱. واژگون شدن؛ وارون شدن.
۲. [مجاز] خوابیدن.
پارو
اندک کم ذره چکه
۱بیراهه ۲واژگونه
صفت
پارو
پرت، واژگون
۱. پرت، واژگون
۲. پارو