وسیلهای برای خرمنکوبی شامل چند استوانۀ چوبی که بر گرد هر استوانه چند تیغۀ آهنی نصب شده.
کسی که از شدت سرما بی حرکت شود
(تصویر) چونورگ.
چو
وقتی، هنگامی
چسان، چطور، چگونه
چونان، شبیه، مانند، مثل
برایاینکه، چونکه، زیرا ≠ چرا، برایچه
۱. برایاینکه، چونکه، زیرا
۲. چونان، شبیه، مانند، مثل
۳. وقتی، هنگامی
۴. چسان، چطور، چگونه
۵. چو ≠ چرا، برایچه
۶. اگر
۷. تا، تااینکه