چور. (اِ) چول . در تداول عوام بمعنی غارت و چپاول است . رجوع به چول شود.
چور. (اِ) (ترکی چول ). چُل . بیابان . رجوع به چول شود.
- بیابان چور ؛ بیابان بی آب و علف را گویند.
قرقاول#NAME?
(اصفهانی) آلت تناسلی پسربچه. || چور نوزادی را رفتن، کنایه از ناز نوزادی را کشیدن.
از لغات عامیه در بازی کودکان که کسی از غفلت بازیکنان استفاده کرده و ادوات بازی را به سرقت ببرد
۱نوعی علف هرز که در مرداب و مزارع روید ۲شالی زار یا هر مزرعه ...