کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چوبدستی | کلماتور
معانی کلمه : چوبدستی
تلفظ بین المللی :
/tʃubdˈasti/
تلفظ :
[tSub_d'asti]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
چوبدستی سر کلفت
چوبدستی، چوبدستی
چربدستی، چربدستی
چوب دستی کوچک
چوبدست، چوبدست
چربدستی
چوبدست
چوبدست اسقلبیوس
چربدست، چربدست
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
چوبدستی. [ دَ] ( اِ مرکب ) چوبدست. عصا. ( دهار ) ( ناظم الاطباء ). ازربه. باهو. تکا. رمیر. سلاح. عر زحلة. قریة. قصید. قصیده. قناة. کواز. تیخه. ( منتهی الارب ). مرزبه. ( دهار ). مطواح. مقدعه. منسة. منساة. منساس. نجا. نفعه. وقام. هادیه. هراوه. ( منتهی الارب ) ( دهار ) : شبانان که آهوپرستی کنندز تیرش همه چوبدستی کنند.نظامی.پیری آمد ز خشم و کینه بجوش چوبدستی برآوریده بدوش.نظامی.ز غم ترسان بهشیاری و مس...
فرهنگ معین
(دَ ) (ص نسب . ) چوبدست .
فرهنگ فارسی
( اسم ) چوبی که در دست گیرند دستوار عصا .
چوبدست ٠ عصا ٠ از ربه ٠ باهو ٠ تکا ٠ رمیر ٠ سلاح ٠ عرزحله ٠
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
چماق، چوبدست، عصا، عمود
stick (اسم)وقفه، وضع، چسبندگی، چسبناک، چوب، چماق، عصا، چوب دستی، تاخیر، باهو، شلاق، پیچ درکارstaddle (اسم)تکیه گاه، چوب دستی، عصای زیر بغل، نقطه اتکاء، قسمت تحتانی، درخت کوچکrattan (اسم)خیزران، چوب دستی، درخت خون سیاوشانcane (اسم)عصا، چوب دستی، نای، نی، نیشکرwalking stick (اسم)عصا، چوب دستی، حشره راست بال امریکاییbilly (اسم)یار، رفیق، نوعی کتری فلزی، چماق یا گرز راهزن...
واژه نامه بختیاریکا
چو کَلاک
کلمات مرتبط
چوبدستی سر کلفت
چوبدستی، چوبدستی
چربدستی، چربدستی
چوب دستی کوچک
چوبدست، چوبدست
چربدستی
چوبدست
چوبدست اسقلبیوس
چربدست، چربدست
نظرات