کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چهارچشمی | کلماتور
معانی کلمه : چهارچشمی
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑhɑrtʃˌeʃmi/
تلفظ :
[tS'AhARtS,eSmi]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چهارچشمی یا چارچشمی کسی یا چیزی را پاییدن
چهارچشمی دیدن
چهارچشمی نگاه
چهارچشمی نگاه کردن
چهارچشمی پائیدن
چهارچشمی گریه
چهارچشمی گریه کردن
چهارچشمی های کاذب
پروانه ماهی چهارچشمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چهارچشمی.[ چ َ / چ ِ چ َ / چ ِ ] ( ص نسبی ، ق مرکب ) صفت کسی که چشمهای کاملاً باز و مراقب داشته باشد: فلان چهارچشمی است ؛ یعنی مواظب همه چیز و همه امور هست. چارچشمی.
فرهنگ معین
( ~. چَ ) (ص نسب . ) دقت کامل ، با همة حواس .
فرهنگ فارسی
صفت کسیکه چشمهای کاملا باز و مراقب داشته باشد .
کلمات مرتبط
چهارچشمی یا چارچشمی کسی یا چیزی را پاییدن
چهارچشمی دیدن
چهارچشمی نگاه
چهارچشمی نگاه کردن
چهارچشمی پائیدن
چهارچشمی گریه
چهارچشمی گریه کردن
چهارچشمی های کاذب
پروانه ماهی چهارچشمی
نظرات