Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهارشاخ ماندن

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑhɑrʃˈɑx mˈɑndan/ تلفظ :‌ [tS'AhARS'Ax m'Andan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چارشاخ ماندن
  • چهارشاخ
  • چهارشاخ زدن
  • کل چهارشاخ
  • چارشاخ
  • چارشاخ زدن
  • چهارشاخه
  • چهارشاه
  • برکه چهارتاخ گراش
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارشاخ ماندن. [ چ َ / چ ِ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از حرکت نتوانستن و بازماندن از جنبش است به سبب درد شدید و سخت اعضا... بی حرکت ماندن است که از شدت درد کمر یا درد پشت ناشی شود. جنبیدن نتوانستن از کمر به بالا به علت درد کمر یا شخ شدن اعصاب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به چارشاخ ماندن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از حرکت نتوانستن و باز ماندن از جنبش است بسبب درد شدید و سخت اعضا .

کلمات مرتبط

  • چارشاخ ماندن
  • چهارشاخ
  • چهارشاخ زدن
  • کل چهارشاخ
  • چارشاخ
  • چارشاخ زدن
  • چهارشاخه
  • چهارشاه
  • برکه چهارتاخ گراش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات