کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چهارجوهر | کلماتور
معانی کلمه : چهارجوهر
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑhɑrdʒˌoːhar/
تلفظ :
[tS'AhARdZ,o:haR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چهارگوهر
چارجوهر
زینچۀ چهارسوراخه
شش چهاروجهی
سه چهاروجهی
سه چهاروجهی چهارگوش
سه چهاروجهی چهارگوشه ای، سه چهاروجهی چهارگوش
چارگوهر
چهارجهت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چهارجوهر. [ چ َ / چ ِ ج َ / جُو هََ ] ( اِ مرکب ) کنایه از عناصر اربعه. || ( اِخ ) چهار ستاره نعش است از بنات النعش. رجوع به چارجوهر شود.
فرهنگ معین
( ~. جَ هَ ) (اِمر. ) چهار ستاره از بنات النعش که آن ها را نعش گویند.
فرهنگ فارسی
چهار ستاره از بنات النعش که آنها را نعش گویند .
( اسم ) چهار عنصر .
کلمات مرتبط
چهارگوهر
چارجوهر
زینچۀ چهارسوراخه
شش چهاروجهی
سه چهاروجهی
سه چهاروجهی چهارگوش
سه چهاروجهی چهارگوشه ای، سه چهاروجهی چهارگوش
چارگوهر
چهارجهت
نظرات