Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهارتخمه

تلفظ بین المللی : /tʃˌɑhɑrtˈoxmeː/ تلفظ :‌ [tS,AhARt'oxme:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چهارتخم
  • چارتخمه
  • چهارتخته
  • چهارتخته کوک
  • قنات چهارتخته حیدریه قائنات
  • قنات چهارتخته کاشمر
  • چهارچشمه شهر
  • چهارگامه
  • چارتخم
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارتخمه. [ چ َ / چ ِ ت ُ م َ / م ِ ] ( اِ مرکب ) چهارتخم. || جوشانده ای مرکب از «بارهنگ » و «قدومه »و «سپستان » و «بهدانه »، سینه درد و سرماخوردگی را مفید می باشد. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به چارتخمه شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) مخلوط دانه های قدومه و بارهنگ و بهدانه و سپستان است که جوشاند. آنها بمناسبت داشتن لعاب فراوان بعنوان ملین و نرم کنند. سینه و خلط آور در امراض ریه مصرف میشده چار تخم .
چهار تخم ٠ یا جوئشاند. از (( بارهنگ ) ) و (( قدومه ) ) و (( سپستان ) ) و (( بهدانه ) ) سینه درد و سرما خوردگی را مفید میباشد ٠

کلمات مرتبط

  • چهارتخم
  • چارتخمه
  • چهارتخته
  • چهارتخته کوک
  • قنات چهارتخته حیدریه قائنات
  • قنات چهارتخته کاشمر
  • چهارچشمه شهر
  • چهارگامه
  • چارتخم
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات