Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهارابرو

تلفظ بین المللی : /tʃˌɑhɑrˈabru/ تلفظ :‌ [tS,AhAR'abRu]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • چهارابرو شدن
  • چارابرو
  • چارابرو شدن
  • چهاربرود
  • قوچمی چهارزبر
  • چهاربر
  • چهاربرج شهر
  • چهاربرج عمارت
  • چهارآخر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارابرو. [ چ َ / چ ِ اَ ] ( ص مرکب ) شاهدی که خط پشت لب وی دمیده باشد || یک قسم از قلندران که موهای ریش و بروت و ابرو را میتراشند. رجوع به چارابرو شود. || ( اِخ ) صفتی برای بهمن ذوالحاجب. بهمن جادویه. بهمن چارابرو.

فرهنگ عمید

چارابرو#NAME?

=چارابرو

فرهنگ فارسی

شاهدی که خط پشت لب وی دمیده باشد

کلمات مرتبط

  • چهارابرو شدن
  • چارابرو
  • چارابرو شدن
  • چهاربرود
  • قوچمی چهارزبر
  • چهاربر
  • چهاربرج شهر
  • چهاربرج عمارت
  • چهارآخر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات