کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چهار-چرخه | کلماتور
معانی کلمه : چهار چرخه
تلفظ بین المللی :
/tʃˈɑhɑr tʃˈarxeː/
تلفظ :
[tS'AhAR tS'aRxe:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
درشکه چهار چرخه
نوعی درشکه چهار چرخه
درشکه یک اسبه و چهار چرخ
چهار چرخ
خودروهای موتور جلو چهار چرخ متحرک
خودروهای موتور عقب چهار چرخ متحرک
خودروهای موتور وسط چهار چرخ متحرک
چهارچرخه بارکشی
چهارچرخه کش
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
چهارچرخه. [ چ َ / چ ِ چ َ خ َ / خ ِ ] ( ص نسبی مرکب ) آنچه دارای چهار چرخ باشد. || ( اِ مرکب ) نوعی گاری که دارای چهارچرخ است. رجوع به چارچرخه شود.
فرهنگ عمید
گاری یا گردونه ای که بر روی چهار چرخ حرکت کند.
فرهنگ فارسی
آنچه دارای چهار چرخ باشد . نوعی گاری که دارای چهار چرخ است .
مترادف و متضاد
four-cycle
(صفت)
چهار چرخه، دارای چهار دور یا دوره
four-wheel
(صفت)
چهار چرخه
four-wheeled
(صفت)
چهار چرخه
کلمات مرتبط
درشکه چهار چرخه
نوعی درشکه چهار چرخه
درشکه یک اسبه و چهار چرخ
چهار چرخ
خودروهای موتور جلو چهار چرخ متحرک
خودروهای موتور عقب چهار چرخ متحرک
خودروهای موتور وسط چهار چرخ متحرک
چهارچرخه بارکشی
چهارچرخه کش
نظرات