Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چهار تاره

تلفظ بین المللی : /tʃˈɑhɑr tˈɑreː/ تلفظ :‌ [tS'AhAR t'ARe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • چار تاره
  • چهار تار
  • چهارتاره
  • چهارپاره
  • چارتاره
  • چهارتار
  • چهارپاره زن
  • چهارپاره کردن
  • استاد زیتون چهارتاری
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

چهارتاره. [ چ َ / چ ِ رَ رِ ] ( اِ مرکب ) نام ساز. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ). طنبور. و رباب هر سازی که چهار سیم دارد. چهارتار :
شارک ز توچمن گشت
هندوی چهارتاره زن گشت.
خاقانی.
|| کنایه از عناصر اربعه. || دنیا به اعتبار چهارعنصر. رجوع به چارتاره شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ربایی که دارای چهار سیم است طنبوری که چهار تار دارد.
نام ساز ٠ طنبور ٠ و رباب هر سازی که چهار سیم دارد ٠

کلمات مرتبط

  • چار تاره
  • چهار تار
  • چهارتاره
  • چهارپاره
  • چارتاره
  • چهارتار
  • چهارپاره زن
  • چهارپاره کردن
  • استاد زیتون چهارتاری
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات