چنگی . [ چ َ ] (اِخ ) نگهبان یکی از قلاع کشمیر به عهدغزنویان و چنگی خداوند قلعه او را از بند بگشاده بود. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 144). و چنگی با وی بیاید.(تاریخ بیهقی چ ادیب ص 59). و بهرام نقیب را نامزد... و سوی چنگی فرستاد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص 59)....
فرهنگ عمید
چنگ نواز، چنگ زن، کسی که چنگ می نوازد.
فرهنگ معین
(چَ )(ص نسب . )۱ - چنگ زدن .۲ - مطرب ، خنیاگر.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آنکه چنگ نوازد چنگ زن . ۲ - مطرب خنیا گر . دهی است از دهستان بهنام پازکی بخش ورامین شهرستان تهران .
دانشنامه عمومی
چنگی، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان پاکدشت در استان تهران ایران است. این روستا در دهستان حصارامیر قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۸۳۷ نفر (۵۰۷خانوار) بوده است.