چندربهان. [ چ ِ دِ ب َ ] ( اِخ ) زناردار. از سکنه اکبرآباد بود و «برهمن » تخلص میکرد. از وارستگی خالی نبود در سر کار داراشکوه عنوان منشی گری داشت و به دست آویز چرب زبانی بدولت همزبانی رسیده بود، نظم و نثرش پسند خاطر شاهزاده می افتاد. از تصنیفاتش نسخه «چارچمن » بر مطلب نویسی و سادگی عبارت وی گواهی میدهد و قماش نظمش نیزپوشیده نیست. عجب که شاهزاده با آن همه مستعدان ، خاطر بسخن ساده اش پیوسته بود. نوب...
فرهنگ فارسی
زنار دار . از سکنه اکبر آباد بود و (( برهمن ) ) تخلص میکرد .