چماق. [ چ ُ ] ( ترکی ، اِ ) گرز آهنین شش پره را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ). گرز آهنی شش پهلو. ( غیاث ). گرز آهنین شش پره. ( ناظم الاطباء ). شش پر، گرز. عمود. عمود آهنین : بتیغ و تیر همی کرد میرطغرل فتح چنانکه میرالب ارسلان به خشت و چماق.لامعی.چه گوشمال که از دست او کشید کمان چه سرزنش که ز انصاف او نیافت چماق.سلمان ساوجی.آن چماق چندر و گُرز گَزَر از برای حرب گندمبا خوش است.بسحاق اطعمه. || در این ...
فرهنگ عمید
۱. چوب دستی بزرگ و کلفت. ۲. [قدیمی] گرز، گرز شش پر.
فرهنگ معین
(چُ ) [ تر. ] ۱ - گرز آهنی شش پر. ۲ - چوبدستی که نوک آن گره داشته باشد.
دانشنامه آزاد فارسی
چُماقچوب دستی کوتاه و کلفت مانند عصا با سری گِرد. عموماً آن را از چوب بادام تلخ می ساخته اند که سری کج داشته است. هرگاه چماق را از آهن می ساختند به آن گرز آهنی نیز می گفتند. چوپانان و دهقانان برای حفاظت از خود از آن استفاده می کرده اند. شکل امروزی آن باتون است که پاسبانان آن را بر کمر می آویزند.wikijoo: چماق...
فرهنگ فارسی
چوبدستی بزرگ وکلفت، گرز، گرزشش پر ( اسم ) ۱ - گرز آهنی شش پر عمود . ۲ - چوبدست سر گره دار . ۳ - آلت تناسل مرد نره .
دانشنامه عمومی
چماق یک سلاح سرد به شکل چوب صافی است که یک سر آن دارای برآمدگی باشد.