Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : چله گرفتن

تلفظ بین المللی : /tʃˈelleː ɡerˈeftan/ تلفظ :‌ [tS'elle: geR'eftan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • چِه گِرُفتِتَه
  • با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
  • چه راهی برای رفتن
  • چله
  • چَلَه
  • چِلَّه
  • چله تابستان
  • چله زمستان
  • چله نشین
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

چله گرفتن. [ چ ِل ْ ل َ / ل ِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) چله داشتن و چله نشستن.به آداب و شرایط چله نشینان و مرتاضان عمل کردن. || در تداول عامه ، کنایه از نذر و نیاز کردن ،به امید رواشدن حاجتی نذوراتی دادن یا دعا و نماز خواندن و روزه گرفتن. || مراسم چهلم مرگ کسی را به پاداشتن و چله داری کردن. در روز چهلم مرگ عزیزی عزاداری کردن و مراسم خاص چله را به جای آوردن. بر سر خاک کسی چهل روز پس از مرگش جمع شدن ...

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - چله داشتن . ۲ - نذر و نیاز کردن . ۳ - در چهلم مرگ عزیزی عزاداری کردن .

مترادف و متضاد

۱. چلهنشینی کردن، چلهداری کردن
۲. برگزار کردن (مراسم چهلمین روز درگذشت)


کلمات مرتبط

  • چِه گِرُفتِتَه
  • با طناب پوسیده ی کسی توی چاه رفتن یا خود را توی چاه انداختن
  • چه راهی برای رفتن
  • چله
  • چَلَه
  • چِلَّه
  • چله تابستان
  • چله زمستان
  • چله نشین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات