چل . [ چ ِ ] (ص ) مردم کم عقل و نادان و احمق و گول . (برهان ) (از ناظم الاطباء). بی عقل و احمق و گول . (جهانگیری ) (از رشیدی ). احمق و خفیف العقل . (انجمن آرا) (آنندراج ). احمق . (غیاث ). دیوانه . خُل . خلک . سبک مغز. سفیه . کودن .
چلیدن#NAME?
کمعقل؛ احمق؛ کودن؛ نادان؛ گول.
اسبی که دو دست یا دست راست و پای چپش سفید باشد.
۱. بند؛ سد.
۲. بندی از چوب یا سنگ و خاک که جلوی آب میبندند.
=چهل: ◻︎ بهصورت آدمی شد قطرۀ آب / که چلروزش قرار اندر رحم ماند ـ و گر چلساله را عقل و ادب نیست / به تحقیقش نشاید آدمی خواند (سعدی: ۱۵۹)
(چُ) (اِ.) = چول . چر: آلت تناسل مرد، نره .
(چِ) (ص .) 1 - کم عقل ، نادان . 2 - دیوانه ، مجنون .
(چَ) (اِ.) سدی از چوب و علف و گل و خاک و سنگ که در پیش رودخانه بندند.
(گنابادی) چِلْ؛ عدد چهل. || هورا کشیدن، فرمانی برای شادی کردن و ابراز خوشحالی جمعی. || چُلْ؛ کلیتوریس (Clitoris) || چَلَ؛ چاله، گودال، قبر، گور.
مخفف چله به معنی:شاخه
۱دنبه ی آب کردن ۲چربی
میانه ی قلیان با نی و میلاب
قسمتی از آسیاب که پره به آن وصل می شود
از توابع دهستان میان رود بالای شهرستان نور
۱تکان – تکان ناگهانی ۲هول و هراس – دلهره ۳روغن حیوانات ...
۱چرخ نخ ریسی ۲چرخ دوار برای کشیدن آب از چاه ۳میانه ی قلیان ...
چمنزار همراه با پستی و بلندی و چاله های کوچک که در آن ها آب ...
اسم ≠ عاقل، زیرک
ابله، احمق، خل، کانا، کمعقل، نادان ≠ دیوانه، مجنون
۱. ابله، احمق، خل، کانا، کمعقل، نادان ≠ عاقل، زیرک
۲. دیوانه، مجنون
۳. چهل
۴. اسب ساقسفید