چغوک. [ چ ُ یاچ َ ] ( اِ ) بمعنی گنجشک باشد. ( برهان ). بمعنی چغک است و آن را چغنه نیز خوانند. ( جهانگیری ). چغو. ( آنندراج ). گنجشک و عصفور. ( ناظم الاطباء ). چغوک و چغک و چکوک و عصفور : چون ماهی شیم کی خورد غوطه چغوک ؟کی دارد جغد خیره سر لحن چکوک ؟لبیبی.ز زعفران و سقنقور و مغز جلغوزه بمشک و عنبر و مغز چغوک آمیزد.حکیم نظام الملک ( از جهانگیری ).- امثال : صد چغوک با پر و بالش نیم من است.رجوع به چغ...
فرهنگ فارسی
( اسم ) گنجشک بمعنی گنجشک باشد . بمعنی چغک است و آنرا چغنه نیز خوانند .