چغل . [ چ ِ غ ِ ] (اِ) گل و لای که چکل هم گویند. (انجمن آرا) (آنندراج )(رشیدی ). گل و لای باشد و آن را چکل هم نامند. (جهانگیری ). مبدل چکل ، بمعنی گل و لای . (از فرهنگ نظام ).
چغر#NAME?
چین و شکن؛ چینوچروک در پوست بدن؛ آژنگ.
جوشن؛ زره؛ جامۀ جنگ: ◻︎ نه همچون دیگران ز آهن چغلپوش / سلاح عصمت یزدانش بر دوش (امیرخسرو: لغتنامه: چغل).
۱. سخنچین؛ نمام؛ خبرکش.
۲. ویژگی کسی که هرگاه خبط و خطایی از کسی ببیند به شخص بالاتر گزارش بدهد یا شکایت کند.
(چُ غُ) (ص .) سخن چین .
(چِ غِ) (اِ.) = چل : گل و لای .
(چَ غَ) (ص .) هر چیز سخت و سفت ، چیزی که زیر دندان جویده نگردد.
(چُ غَ) (اِ.) جامه ای مرکب از حلقه های آهنین که در روز جنگ پوشند؛ جوش .
پرتاب كردن
دو جاگو – سخن چین
سخنچین، نمام، خبرکش