کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چشموان | کلماتور
معانی کلمه : چشموان
تلفظ بین المللی :
/tʃaʃmˈuːɑn/
تلفظ :
[tSaSm'u:An]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
با چشمان خمار نگریستن
با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن
چشمانتظار
چشمانداز
دارای چشمان برامده
دارای چشمان جلو امده
دارای چشمان ریز و گرد
دارای چشمان فرو رفته
دارای چشمان وحشی و خیره
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چشموان. [ چ ِ ش َ ] ( اِخ ) نام دبیر گشتاسپ :
برادرش نیز آن سوار دلیر
سپهدار ایران که نامش زریر
پدروان که بود از دلیران اوی
چشموان که بود از دبیران اوی.
دقیقی.
فرهنگ فارسی
نام دبیر گشتاسب
کلمات مرتبط
با چشمان خمار نگریستن
با چشمان پر اشتیاق نگاه کردن
چشمانتظار
چشمانداز
دارای چشمان برامده
دارای چشمان جلو امده
دارای چشمان ریز و گرد
دارای چشمان فرو رفته
دارای چشمان وحشی و خیره
نظرات