کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه چشم-فسای | کلماتور
معانی کلمه : چشم فسای
تلفظ بین المللی :
/tʃˈeʃm fasˈɑje/
تلفظ :
[tS'eSm fas'Aje]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
چشم
چشم ابتدایی
چشم انتظار
چشم انتظاری
چشم انداختن
چشم اندازدار
چشم اولیه
چشم باطن
چشم بد
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
چشم فسای. [ چ َ / چ ِ ف َ/ ف ِ ] ( نف مرکب ) بمعنی افسونگر چشم زخم باشد. ( برهان ) ( ناظم الاطباء ).کسی که افسون چشم زخم کند. ( فرهنگ نظام ). چشم افساینده. چشم افسای. افسون کننده چشم بد.
فرهنگ فارسی
بمعنی افسونگر چشم زخم باشد . کسیکه افسون چشم زخم کند . چشم افسانیده .،
( چشم فسا ی )
( صفت ) کسی که افسون چشم زخم کند .
کلمات مرتبط
چشم
چشم ابتدایی
چشم انتظار
چشم انتظاری
چشم انداختن
چشم اندازدار
چشم اولیه
چشم باطن
چشم بد
نظرات