چشم زن. [ چ َ / چ ِ زَ ] ( اِ مرکب ) چاکسو. ( ناظم الاطباء ). داروی چشم. || ( نف مرکب ) چشم زننده. چشم بد رساننده. آن کس که کسی یا چیزی را چشم زخم زند. رجوع به چشم زدن شود.
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دیده عضو اصلی حس باصره در انسان و حیوان و آن عبارتست از دو عضو قرنیه که در طرفین خط وسط صورت در قسمت قدامی کاس. چشم قرار گرفته اند و برای حفاظت از آفات خارجی پلکها روی آنها را می پوشانند . تعداد چشمها در انسان و اکثر جانوران یک زوج است ولی در بعض راسته های مختلف بند پاییان تعداد آنها بیش از آنست و گاه به چندین هزار میرسد ( مثلا در زنبور و پروانه ) . بطور کلی ساختمان چشم را بدو قسمت تقس...