attach (فعل)ضمیمه کردن، پیوستن، چسباندن، پیوست کردن، نسبت دادن، بستن، الصاق کردن، گذاشتن، ضبط کردن، دلبسته شدنstick (فعل)چسبیدن، بهم پیوستن، چسباندن، بستن، الصاق کردن، تحمل کردن، سوراخ کردن، فرو بردن، تردید کردن، گیر کردن، نصب کردن، چسبناک کردن، گیر افتادنbind (فعل)بهم پیوستن، چسباندن، بستن، صحافی کردن و دوختن، گرفتار و اسیر کردن، مقید کردن، جلد کردن،...
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] چسباندن، الصاق و متصل کردن دو چیز به یکدیگر را می گویند. از احکام آن در باب صلات و حج سخن گفته اند.چسباندن متصل کردن دو یا چند چیز به یکدیگر می باشد.چسباندن در صلاتچسباندن انگشتان دست به یکدیگر، جز انگشت ابهام، در حال تکبیرة الإحرام، سجده، تشهد، قنوت و نیز همه انگشتان در حال قیام، مستحب است.به هم چسباندن پاها در حال قیام، رانها در حال تشهد و همه اعضای بدن در حال سجده بر زن مستحب است.چسب...